Web Analytics Made Easy - Statcounter

حجرات جمع حُجره به معنای اتاق در آیه چهارم این سوره آمده است.

 سوره حجرات درباره آداب برخورد با پیامبر (ص) و نیز اخلاق اجتماعی همچون سوء ظن، تَجَسُّس و غیبت سخن می‌گوید.

از آیات مشهور این سوره آیه اُخُوت است که مؤمنان را برادر یکدیگر معرفی می‌کند و آیه نبأ که می‌گوید به هر خبرآورنده‌ای اعتماد نکنید و آیه سیزدهم که گرامی‌ترین فرد را نزد خداوند کسی می‌داند که با تقواتر است.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!


پیامبر (ص) در تفسیر مجمع البیان درباره فضیلت سوره حجرات می‌فرماید: اگر کسی سوره حجرات را قرائت کند خداوند به تعداد هر کس که او را اطاعت می‌کند و هر کس که نافرمانی می‌کند به او ده حسنه می‌دهد.

همچنین شیخ صدوق در کتاب ثواب الاعمال نوشته است؛ هر کس سوره حجرات را هر شب و یا هر روز تلاوت کند از زائران پیامبر (ص) خواهد بود.

متن سوره حجرات همراه با ترجمه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

به نام خدای بخشاینده مهربان

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّـهِ وَ رَ‌سُولِهِ ۖ. وَ اتَّقُوا اللَّـهَ ۚ. إِنَّ اللَّـهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ﴿١﴾

اى کسانى که ایمان آورده‌اید در برابر خدا و پیامبرش در هیچ کارى پیشى مجویید و از خدا پروا بدارید که خدا شنواى داناست (۱)

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَرْ‌فَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَ لَا تَجْهَرُ‌وا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَ أَنتُمْ لَا تَشْعُرُ‌ونَ ﴿٢﴾

اى کسانى که ایمان آورده‌اید صدایتان را بلندتر از صداى پیامبر مکنید و همچنانکه بعضى از شما با بعضى دیگر بلند سخن مى‌گویید با او به صداى بلند سخن مگویید مبادا بى‌آنکه بدانید کرده‌هایتان تباه شود (۲)

إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَ‌سُولِ اللَّـهِ أُولَـٰئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّـهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَىٰ ۚ. لَهُم مَّغْفِرَ‌ةٌ وَ أَجْرٌ عَظِیمٌ ﴿٣﴾

کسانى که پیش پیامبر خدا صدایشان را فرو مى‌کشند همان کسانند که خدا دلهایشان را براى پرهیزگارى امتحان کرده است؛ آنان را آمرزش و پاداشى بزرگ است (۳)

إِنَّ الَّذِینَ یُنَادُونَکَ مِن وَرَ‌اءِ الْحُجُرَ‌اتِ أَکْثَرُ‌هُمْ لَا یَعْقِلُونَ ﴿٤﴾

کسانى که تو را از پشت اتاق‌هاى مسکونى تو به فریاد مى‌خوانند بیشترشان نمى‌فهمند (۴)

وَ لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُ‌وا حَتَّىٰ تَخْرُ‌جَ إِلَیْهِمْ لَکَانَ خَیْرً‌ا لَّهُمْ ۚ. وَ اللَّـهُ غَفُورٌ رَّ‌حِیمٌ ﴿٥﴾

و اگر صبر کنند تا بر آنان درآیى مسلما برایشان بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است (۵)

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ ﴿٦﴾

اى کسانى که ایمان آورده‌اید اگر فاسقى برایتان خبرى آورد نیک وارسى کنید، مبادا به نادانى گروهى را آسیب برسانید و بعد از آنچه کرده‌اید پشیمان شوید (۶)

وَ اعْلَمُوا أَنَّ فِیکُمْ رَ‌سُولَ اللَّـهِ ۚ. لَوْ یُطِیعُکُمْ فِی کَثِیرٍ مِّنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَـٰکِنَّ اللَّـهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ وَ کَرَّ‌هَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیَانَ ۚ. أُولَـٰئِکَ هُمُ الرَّ‌اشِدُونَ ﴿٧﴾

و بدانید که پیامبر خدا در میان شماست اگر در بسیارى از کار‌ها از رأى و میل شما پیروى کند قطعا دچار زحمت مى‌شوید لیکن خدا ایمان را براى شما دوست‌داشتنى گردانید و آن را در دلهاى شما بیاراست و کفر و پلیدکارى و سرکشى را در نظرتان ناخوشایند ساخت آنان که چنین‌اند ره‌یافتگانند (۷)

فَضْلًا مِّنَ اللَّـهِ وَ نِعْمَةً ۚ. وَ اللَّـهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ ﴿٨﴾

و این بخششى از خدا و نعمتى از اوست و خدا داناى سنجیده‌کار است (۸)

وَ إِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا ۖ. فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَ‌ىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّىٰ تَفِیءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚ. فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا ۖ. إِنَّ اللَّـهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ ﴿٩﴾

و اگر دو طایفه از مؤمنان با هم بجنگند میان آن دو را اصلاح دهید و اگر باز یکى از آن دو بر دیگرى تعدى کرد با آن طایفه‌اى که تعدى مى‌کند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد پس اگر باز گشت میان آن‌ها را دادگرانه سازش دهید و عدالت کنید که خدا دادگران را دوست مى‌دارد (۹)

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ ۚ. وَ اتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّکُمْ تُرْ‌حَمُونَ ﴿١٠﴾

در حقیقت مؤمنان با هم برادرند پس میان برادرانتان را سازش دهید و از خدا پروا بدارید امید که مورد رحمت قرار گیرید (۱۰)

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِّن قَوْمٍ عَسَىٰ أَن یَکُونُوا خَیْرً‌ا مِّنْهُمْ وَ لَا نِسَاءٌ مِّن نِّسَاءٍ عَسَىٰ أَن یَکُنَّ خَیْرً‌ا مِّنْهُنَّ ۖ. وَ لَا تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْ وَ لَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ ۖ. بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ ۚ. وَ مَن لَّمْ یَتُبْ فَأُولَـٰئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿١١﴾

اى کسانى که ایمان آورده‌اید نباید قومى قوم دیگر را ریشخند کند شاید آن‌ها از این‌ها بهتر باشند و نباید زنانى زنان دیگر را ریشخند کنند شاید آن‌ها از این‌ها بهتر باشند و از یکدیگر عیب مگیرید و به همدیگر لقبهاى زشت می‌دهید چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان و هر که توبه نکرد آنان خود ستمکارند (۱۱) ا.
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرً‌ا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ۖ. وَ لَا تَجَسَّسُوا وَ لَا یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضًا ۚ. أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِ‌هْتُمُوهُ ۚ. وَ اتَّقُوا اللَّـهَ ۚ. إِنَّ اللَّـهَ تَوَّابٌ رَّ‌حِیمٌ ﴿١٢﴾

ى. کسانى که ایمان آورده‌اید از بسیارى از گمان‌ها بپرهیزید که پاره‌اى از گمان‌ها گناه است و جاسوسى مکنید و بعضى از شما غیبت بعضى نکند آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ از آن کراهت دارید پس از خدا بترسید که خدا توبه‌پذیر مهربان است (۱۲)

یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَ أُنثَىٰ وَ جَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَ‌فُوا ۚ. إِنَّ أَکْرَ‌مَکُمْ عِندَ اللَّـهِ أَتْقَاکُمْ ۚ. إِنَّ اللَّـهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ ﴿١٣﴾

اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفریدیم و شما را ملّت ملّت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایى متقابل حاصل کنید در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست بى‌تردید، خداوند داناى آگاه است (۱۳)

قَالَتِ الْأَعْرَ‌ابُ آمَنَّا ۖ. قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَـٰکِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ ۖ. وَ إِن تُطِیعُوا اللَّـهَ وَ رَ‌سُولَهُ لَا یَلِتْکُم مِّنْ أَعْمَالِکُمْ شَیْئًا ۚ. إِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ رَّ‌حِیمٌ ﴿١٤﴾

برخى از بادیه‌نشینان گفتند: ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاورده‌اید لیکن بگویید: اسلام آوردیم و هنوز در دلهاى شما ایمان داخل نشده است و اگر خدا و پیامبر او را فرمان برید از ارزش کرده‌هایتان چیزى کم نمى‌کند خدا آمرزنده مهربان است (۱۴)

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَ رَ‌سُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْ‌تَابُوا وَ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّـهِ ۚ. أُولَـٰئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ ﴿١٥﴾

در حقیقت مؤمنان کسانى‌اند که به خدا و پیامبر او گرویده و دیگر شک نیاورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد کرده‌اند؛ اینانند که راستکردارند (۱۵)

قُلْ أَتُعَلِّمُونَ اللَّـهَ بِدِینِکُمْ وَاللَّـهُ یَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْ‌ضِ ۚ. وَاللَّـهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿١٦﴾

بگو: آیا خدا را از دین دارى خود خبر مى‌دهید؟ و حال آنکه خدا آنچه را که در زمین است مى‌داند و خدا به همه چیز داناست (۱۶)

یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا ۖ. قُل لَّا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلَامَکُم ۖ. بَلِ اللَّـهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَدَاکُمْ لِلْإِیمَانِ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ ﴿١٧﴾

از اینکه اسلام آورده‌اند بر تو منت مى‌نهند؛ بگو: بر من از اسلام‌آوردنتان منت مگذارید بلکه این خداست که با هدایت‌کردن شما به ایمان بر شما منت مى‌گذارد اگر راستگو باشید (۱۷)

إِنَّ اللَّـهَ یَعْلَمُ غَیْبَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْ‌ضِ ۚ. وَ اللَّـهُ بَصِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿١٨﴾

خداست که نهفته آسمان‌ها و زمین را مى‌داند و خداست که به آنچه مى‌کنید بیناست (۱۸)       منبع:افکارنیوز

منبع: پارسینه

کلیدواژه: سوره حجرات

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.parsine.com دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «پارسینه» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۲۶۲۴۸۷۵۴ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

دلیل اهتمام امام صادق(ع) به فعالیت‌های علمی و شاگردپروری

در ایام شهادت ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، حضرت جعفربن محمد(ع) و صاحب مذهب جعفری، امام صادق(ع) هستیم؛ امامی که بدون تردید بسیاری از معارف شیعی امروز مدیون ایشان است.


با هدف بررسی شرایط و زمانه این امام بزرگوار و فعالیت‌های آن حضرت با حجت‌الاسلام والمسلمین عباس جعفری فراهانی؛ عضو هیئت علمی مجمع جهانی اهل بیت(ع) و دبیر شورای کتاب این مجمع گفت‌وگو کرده ایم که در ادامه می‌خوانید.

در دوران امام صادق(ع) جریان‌ها و فرقه‌های مختلف مذهبی پدید آمدند، نحوه مواجهه امام صادق(ع) با آنها چگونه بوده است؟

امام جعفر بن محمد معروف به‌ امام جعفر صادق(ع) که از سال ۸۳ قمری تا سال ۱۴۸ قمری زندگی کردند؛ ششمین امام بعد از پدرشان امام محمد بن علی الباقر(ع) است. ایشان به مدت ۳۴ سال (۱۱۴ تا ۱۴۸ق) امامت شیعیان را بر عهده داشت. قرن دوم هجری که دوران زندگانی شریف امام جعفر بن محمد الصادق(ع) در آن قرار دارد برای جامعه اسلامی و مسلمانان، قرنی پر از تلاطم و فراز و نشیب بوده است؛ از طرفی سلسه منحوس و ستمگر بنی‌امیه به دوره افول خود رسیدند و از سوی دیگر سلسله بنی‌عباس در حال رقابت با آنان بودند و حکومت را به دست گرفتند و روش ننگین و ظالمانه‌ای هم در حکومت داشتند.  

در این شرایط مرد بزرگی از خاندان اهل بیت(ع) زمام امامت شیعیان را برعهده داشت؛ این اوضاع فرهنگی پیچیده سبب شد تا امام به شدت حوادث و رخدادها را زیر نظر داشته باشد. امام(ع) باید برای همه کسانی که در این شرایط به دنبال یافتن مسیر هدایت و حق هستند پاسخ درخوری بدهند که با اصول و مبانی مذهب شیعه سازگار باشد. امام این کار را از طریق آموزش علوم اسلامی و ساختن مدل‌ها و الگوهای اسلامی شروع کردند و مذهب شیعه اثنی‌عشری هم از این جهت اثنی‌عشری نامیده شد که امام صادق(ع) از راه تولید الگوها به هدایت مردم پرداخت. کار برجسته امام صادق(ع) احیای اندیشه ناب شیعی و منسجم ‌کردن خطوط مکتب صحیح و درست تشیع علوی در برابر مذاهب دیگر بود. 

در این دوره تحول فکری و پیدایش فرق اسلامی و غیراسلامی را شاهدیم و از سویی الحادگرایان و منکران خدا و دهریون پیدا شده‌اند و اعتقاد به خدا را منکر هستند و از طرف دیگر هم گروه‌هایی چون معتزله، مرجئه و اشاعره تشکیل شده است؛ معتزله از قرن دوم ایجاد شد و اینها نسبت افعال انسان به خدا را منکر شدند و گفتند که خدا در اعمال بندگانش هیچ نقشی ندارد و انسان‌ها در انجام اعمالشان مستقل هستند.

برخی اصحاب پیامبر(ص) که تا این مقطع زنده بودند توصیه می‌کردند که کسی با قدریه که بعد معتزله نامیده شدند ارتباط برقرار نکند و به عیادت بیماران آنان نرود و بر جنازه مردگانشان هم نماز نخواند. در نهایت بعد از اینکه معبد از رهبران قدریه کشته شد واصل بن عطا از شاگردان حسن بصری از استادش کناره‌گیری کرد و به تبلیغ آزاد معبد پرداخت و از این دوره پیروان او به معتزله معروف شدند و امام صادق(ع) هم به منازعه علمی و فکری با قدریه و اعتزال پرداختند و این تعبیر از امام(ع) مشهور است که؛ لا جبر و لاتفویض بل امر بین الامرین. امام صادق(ع) با این بیان هم جریان جبرگرایی را محکوم کردند و هم جریان مفوضه را.  

گروه دیگر هم که بنی‌امیه در پیدایش آن نقش داشتند، مرجئه بودند؛ اینها تسامح در عمل قائل بودند و می‌گفتند با وجود ایمان، هیچ ضرری به اعتقاد انسان نمی‌رسد و اگر ایمان در دل مؤمن باشد حتی اگر مانند یهود و نصارا عمل کند و بمیرد اهل بهشت است به تعبیر دیگر، عمل را جزئی از ایمان نمی‌دانستند و می‌گفتند با کفر هم ضرری به ایمان انسان وارد نمی‌شود. این اعتقاد باطل و سخیف سبب شد تا انسان‌ها مرتکب اعمال خلاف شوند و از طواغیت و پادشاهان هم حمایت کنند. امام صادق(ع) به شدت با این جریان مخالفت کرد و آنها را باطل شمرد. 

ایشان وقتی مورد این سؤال واقع شدند که ایمان چیست، فرمودند ایمان اقرار به لسان(اعتراف به زبان) و ایمان به قلب و عمل با اعضا و جوارح است؛ امام صادق(ع) با این بیان فرمودند که محبت به اهل بیت(ع) بدون عمل صالح موجب نجات شما نخواهد شد و علاوه بر اعتقاد قلبی باید اعمال انسان هم تابع ایمان باشد. در سخنی از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند: دروغ می‌گویند کسانی که می‌گویند پیرو ما هستند و در عین حال معتقدند که اعمال خلاف به ایمان آنان آسیب نمی‌زند. گروه مرجئه پیرو ما نیستند زیرا هر کسی  چیزی بخواهد باید برای آن مجاهده کند و اینطور نیست که بگوید من ایمان دارم و در عین حال دزدی و خلاف هم می‌کند.  

گروه کیسانیه هم از دیگر فرقی بودند که در دوره امام سجاد(ع) ایجاد شدند و به امامت محمدبن حنفیه معتقد بودند و امام(ع) در برابر این جریان منحرف هم ایستاد. امام(ع) در پاسخ به پرسش برخی افراد کیسانیه درباره محمد بن حنفیه و اینکه اعتقاد به زنده‌ بودن او داشتند، فرمودند: محمدبن حنفیه نمرد مگر اینکه به امامت علی بن حسین(ع) معترف بود. بنابراین اینکه بگویند ابن حنفیه زنده است حرف غلطی است. غلات، زیدیه، دهریه و صوفیه هم در این دوره پیدا شدند و امام(ع) در برابر همه این‌ها موضع گرفتند.

شرایط سیاسی دوران امام صادق(ع) چگونه بود و ایشان با چه مشکلات و موانعی روبرو بود؟

دوره امام صادق(ع) در تداوم دوران امام باقر(ع) قرار داشت؛ آن امام در هفتم ذی الحجه سال ۱۱۴ هجری در حالی که ۵۷ سال عمر داشتند مسموم شدند و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شدند. در اواخر دوره امام باقر(ع)، هشام بن عبدالملک که فرد بسیار ظالم و فاسقی بود کینه و حسادت خاصی نسبت به اهل بیت(ع) داشت و به ویژه وقتی جایگاه علمی و اجتماعی آن حضرت در مناظره با رهبران فرق مختلف آشکارتر شده بود بغض و کینه او نسبت به امام بیشتر شد؛ این امام همام هم با فرقی چون مرجئه و زیدیه و ... مواجه بودند و با آنها مبارزه کردند. رهبر مرجئه یحیی بن صفوان واجبات عملی اسلام را همیشه تحقیر می‌کرد و با فساد امویان همراهی داشت. گروه دیگر هم خوارج و کیسانیه باز در دوره این امام فعالیت داشتند و امام صادق(ع) هم با این گروه‌ها مواجه بودند. مضاف بر اینکه گروه‌های دیگری هم افزوده شده بودند. 

امام صادق(ع) با اضمحلال و انحطاط سیاسی بنی‌امیه پس از ۹۱ سال و ۷ ماه مواجه بود و از طرف دیگر هم عباسیان به قدرت رسیدند، این خاندان به فرماندهی محمدبن علی بن عبدالله بن عباس قیام خود را شروع کردند و در نهایت با حمایت ایرانیان و موالیان و به خصوص خراسانی‌ها با حرکت به سمت بغداد به قدرت رسیدند؛ محمدبن علی، کارهای خود را به صورت پنهانی و با شعار «الرضا من آل محمد وارد» عرصه قدرت شدند؛ از یک طرف سخن از مناقب پیامبر(ص) و خاندان ایشان می‌گفتند و از سوی دیگر مردم را به شورش علیه بنی‌امیه ترغیب کردند و در نهایت از ضعف قدرت بنی‌امیه استفاده و از سمت خراسان به بغداد رفتند. گفته شده است که خراسانی‌ها ۳۰ هزار نفر لشکر بودند که شهرها را یکی بعد از دیگری فتح کردند و در ۱۲ ربیع‌الاول به کوفه رسیدند و ابوسلمه به مسجد کوفه رفت و ابوالعباس (سفاح) را به خلافت معرفی کرد و کوفیان هم فریب شعارهای عدالت‌خواهانه آنان را خوردند و جذب شدند و امید داشتند که عباسیان ظلم و ستم بنی‌امیه را نداشته باشند و مردم را از ظلم آنان رها کنند. 

امام صادق(ع) در چنین شرایطی در مدینه بودند؛ وقتی بنی‌عباس به قدرت رسیدند رفتارشان با اهل بیت(ع) روز به روز بدتر شد زیرا لذت حکومت و قدرت زیر زبان آنان مزه کرده بود. یکی از قیام‌های دوره امام صادق(ع) قیام زید بن علی بود که با خیانت برخی از اطرافیان به شکست انجامید؛ امام(ع) در چنین شرایطی موضع‌گیری عقلانی به داشتند و برای زید دعا کردند اما اظهار اندوه فراوانی هم از شهادت ایشان کردند و به بازماندگان ایشان کمک‌هایی ارسال کردند و حدود هزار دینار بین خانواده‌های آنان توزیع کردند. در این دوره چند قیام دیگر مانند یحیی بن زید هم رخ داد که باز با شکست مواجه شد و ابومسلم جنازه او را  دفن کرد. 

قیام دیگر قیام عبدالله بن معاویه، نوه جناب جعفر طیار در کوفه است؛ یزید سوم با این گروه درگیر شد و سرانجام یاران او تسلیم شدند و خود عبدالله هم به ایران آمد و اصفهان را مرکز حکومت خود قرار داد. سفاح عباسی به سمت او حرکت کرد و او به خراسان نزد ابومسلم پناه برد؛ ابومسلم هم دستور داد تا عبدالله بن معاویه را به قتل برسانند. البته حوادث متعدد دیگری هم در این زمان رخ داد. 

چرا امام ششم در این شرایط سخت رویکرد علمی را بر مبارزه سیاسی ترجیح دادند؟ 

اگر افراد یک جامعه از قدرت تجزیه و تحلیل خوبی برخوردار باشند می‌توانند در پیدایش افکار مختلف، موضع حق را بشناسند و پیروی کنند؛ چنانچه امام صادق(ع) از جدشان رسول خدا(ص) نقل فرمودند: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة». کسانی که به خدا و آخرت ایمان دارند باید حول محور امامت حلقه بزنند و آن امام شایسته را بشناسند؛ امامی که از علم و آگاهی فراوان و بینش سیاسی و تقوا و عدالت بالایی برخوردار باشد و گرفتار جریانات انحرافی و ستمگرانه نشود. چنین امامی جز خاندان اهل بیت(ع) نیستند، لذا پیامبر اکرم(ص) در روایات متعدد نام ۱۲ امام را آوردند و مردم را به رجوع به قرآن و عترت سوق دادند. 

امام صادق(ع) در این دوران معارف ناب و دقیق اسلامی را با استنباط از آیات قرآن و مبانی اهل بیت(ع) برای مردم بازگو کردند؛ مبانی که از طریق پیامبر(ص) به حضرت علی(ع) و به ترتیب در اختیار سایر ائمه قرار گرفته بود. حفظ و مراقبت از این دستاوردهای معنوی و علمی وظیفه اصلی همه ائمه(ع) بود و به خصوص امام باقر(ع) و امام صادق(ع). چون با خلأ اعتقادی و فکری در جامعه مواجه بودند تلاش کردند تا این خلأ را پر کنند. شاید این خلأ و بحران اعتقادی و فکری یکی از دلائل عمده رویکرد علمی امام صادق(ع) باشد.

آیا تعداد شاگردان و روایاتی که از امام نقل شده واقعا به این گستردگی بوده است؟ 

امام صادق(ع) احساس کردند که باید تعالیم دینی و سنت نبوی را برای مردم تبیین کنند؛ ایشان با تلاش زیادی مسائل فقهی، دینی و قرآنی را  در مسجدالنبی مطرح کردند و علاقه‌مندان و شاگردان ایشان هم مبانی تشیع را برای مردم بیان می‌کردند. افراد زیادی به عنوان شاگرد پای درس ایشان بودند و روش ایشان هم طوری بود که عشق و علاقه مردم را به کسب دانش زیاد کرد و دریچه دانش را در علوم مختلف بر روی آنان گشود. ایشان حلقه‌های درسی و علمی در رشته‌های مختلف در مسجدالنبی تشکیل دادند و قرآن، حدیث، تاریخ و حتی علوم طبی در این جلسات بیان می‌شد و شاگردان را به کسب علم ترغیب و تشویق می‌کردند و می‌فرمودند: از من بپرسید پیش از آن که مرا از دست بدهید. مانند حضرت علی(ع) که فرمودند: «سلونی قبل ان تفقدونی». ابوبصیر از شاگردان شایسته ایشان احادیث فراوانی از امام یاد گرفته بود و پاسخ سؤالات مختلف افراد را می‌داد و با منکرین و ملحدین مناظره برقرار می‌‍‌کرد. 

آوازه علمی امام صادق(ع) به سراسر مناطق مختلف و شهرهای دور و نزدیک گسترش پیدا کرد و علاقه‌مندان به کسب علوم به مدینه مراجعه کردند و دنبال فقه صحیح آل محمد(ع) رفتند و در ابواب مختلف فقهی پای درس ایشان و شاگردانشان می‌نشستند و محدثان بزرگ اهل سنت مانند مالک بن انس، ابوحنیفه، سفیان ثوری و ... هم به کرسی درس می‌آمدند و سؤال‌های خودشان را می‌پرسیدند. ابن خلکان در مورد امام صادق(ع) گفته است مقام علمی و فضل ایشان مشهورتر از آن است که بخواهیم بیان کنیم؛ مالک بن انس گفته است که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و در خاطر هیچ کسی خطور نکرده که کسی در علم و فضل و ورع و عبادت بر امام صادق(ع) مقدم باشد.

در اثر این تلاش و شهرت و شاگردپروری امام در طول سال‌های امامت میراث سترگ و بزرگ علمی برای شیعه باقی گذاشتند. هزاران روایت و حدیث در کتب مختلف از ایشان به یادگار مانده است؛ نامه‌هایی که از آن حضرت برای یارانشان نوشته شده است؛ کتاب الامامة منسوب به امام وجود دارد؛ کتاب الفضائل، کتاب الاهلیلجة در اعتقادات و رد و ابطال نظرات ملحدین دوران ایشان و کتاب توحید مفضل در اثبات خدا و رد دیدگاه مادیون، رساله‌ جابر بن حیان و ... هم از جمله آثار باقی مانده از آن بزرگوار است. 

در منابع تاریخی و حدیثی حدود ۴ هزار نفر (در طول دوران امامت) را به عنوان شاگردان ایشان ذکر کرده‌اند؛ شیخ طوسی در رجال خود نام ۳هزار و ۲۳۸ نفر از شاگردان ایشان را آورده است که در بین آنان ۱۲ نفر از اسامی زنان هم ثبت شده است؛ برخی از مهمترین آن‌ها، اصحاب سته یا شش‌گانه هستند. می‌توان گفت دوران امام صادق(ع) به علت شرایط زمانی و حوادث آن، یکی از بهترین دوره‌ها و فرصت‌ها برای تثبیت و تشریح و نقل مبانی قرآنی و حدیثی و تاریخی مکتب تشیع و امامیه بود.

گفت‌وگو از علی فرج زاده

منبع: ایکنا (خبرگزاری بین‌المللی قرآن)

دیگر خبرها

  • اگر جامعه فرهنگی آگاه باشد آن جامعه به پیروزی می‌رسد
  • دلیل اهتمام امام صادق(ع) به فعالیت‌های علمی و شاگردپروری
  • سلیمی تراکتور را رفت و برگشت کرد!(عکس)
  • فعال اصولگرا: نماز خواندن پشت صدیقی باطل است!
  • آثار شهید مطهری عقل را تسلیم و دل را راضی می‌کند
  • طریقه خواندن نماز شب و فضیلت آن
  • تونی خان در واکنش به مزخرف خواندن AEW توسط گلدبرگ: رو در رو چیز دیگری گفته بود!
  • هشدار وزیر خارجه انگلیس درباره پیامدهای تروریستی خواندن سپاه
  • مخالفت وزیرخارجه انگلیس با تروریستی خواندن سپاه
  • مخالفت وزیرخارجه انگلیس با تروریستی خواندن سپاه پاسداران